روزگار غریبی ست نازنین...

آنان مرا ديوانه می پندارند؛چرا که روزهايم را به طلا نخواهم فروخت.

و من آنان را ديوانه می پندارم؛چرا که گمان می کنند روزهايم قيمتی دارد.

نوشته شده در ۱۳۸۳/٥/۱۳ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ توسط پرستو بیات نظرات () |

به ياد آرزوهای از دست رفته سکوتی می کنم سنگين تر از فرياد!

 

نوشته شده در ۱۳۸۳/٥/٤ساعت ٢:٤٧ ‎ق.ظ توسط پرستو بیات نظرات () |

Design By : Night Melody