روزگار غریبی ست نازنین...

آخر پاییز شد ، همه دم می زنند از شمردن جوجه ها !!
بشمار ، تعداد دل هایی را که به دست آوردی ...
بشمار ،تعداد لبخند هایی که بر لب دوستانت نشاندی ...
بشمار ، تعداد اشک هایی که از سر شوق و غم ریختی ...
فصل زردی بود ، تو چقدر سبز بودی ؟!
جوجه ها را بعدا با هم میشماریم ...

نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/۳٠ساعت ٦:٤٩ ‎ب.ظ توسط پرستو بیات نظرات () |

رسیده ام به حس برگی که میداند

بادازهرطرف که بیاید

سرانجامش افتادن است

...

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/۳٠ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ توسط پرستو بیات نظرات () |

و ما همچنان دوره می کنیم

شب را و روز را

هنوز را ...

 « احمد شاملو»

نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/٢٩ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ توسط پرستو بیات نظرات () |

این قانون طبیعت است ...

 

زخم که می خوری

اعتمادت به آدم ها سُست می شود ...

و باورت رنگ شک می گیرد ...

آن وقت تنهاتر از همیشه

می نشینی

کنج زندگی

و می شماری دردهایت را..

نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/٢۱ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ توسط پرستو بیات نظرات () |

21 آذر ، زادروز شاعر آزادی "احمد شاملو"

نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/٢٠ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ توسط پرستو بیات نظرات () |

ای کاش اندازه یک بغض بغل می داشتمت
وقتی که در پرتگاه تنهایی، اشکهایم خودکشی میکردند
وقتی که ثانیه ها....
سکوت را به تحسن روی لبهایم وا میداشتند
و من زل میزدم همه ی دنیا را
ازپشت پنجره ای سوگوار
ای کاش مرا به «بار» آخر مهمان میکردی!
تا حساب میکردم روزهای نبودنت را...


کیانی مه
 
 
نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/۱٢ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ توسط پرستو بیات نظرات () |

Design By : Night Melody