روزگار غریبی ست نازنین...

هنگامی که در شهری عظيم بيگانه هستم دوست دارم در اتاقهای گوناگون بخوابم.

در مکانهای گوناگون غذا بخورم.در خيابانهای ناشناخته قدم بزنم و در گذر مردمان

ناشناخته را نظاره کنم.

                       مسافر تنها بودن را دوست دارم

نوشته شده در ۱۳۸۳/۳/۳٠ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ توسط پرستو بیات نظرات () |

Design By : Night Melody