روزگار غریبی ست نازنین...

 

ای دل من گر چه در اين روزگار

جامه رنگين نمی پوشی به کام

باده رنگين نمی نوشی زجام

نقل و سبزه در ميان سفره نيست

جامت ـ از آن می که  می بايد ـ تهی است

ای دريغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسيم!

ای دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب!

ای دريغ از ما اگر کامی نگيريم از بهار .

گر نکوبی شيشه غم را به سنگ

هفت رنگش می شود هفتاد رنگ!

 

تولدم مبارک

نوشته شده در ۱۳۸٤/۱۱/۳٠ساعت ٦:٥٥ ‎ق.ظ توسط پرستو بیات نظرات () |

Design By : Night Melody