روزگار غریبی ست نازنین...

آخر پاییز شد ، همه دم می زنند از شمردن جوجه ها !!
بشمار ، تعداد دل هایی را که به دست آوردی ...
بشمار ،تعداد لبخند هایی که بر لب دوستانت نشاندی ...
بشمار ، تعداد اشک هایی که از سر شوق و غم ریختی ...
فصل زردی بود ، تو چقدر سبز بودی ؟!
جوجه ها را بعدا با هم میشماریم ...

نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/۳٠ساعت ٦:٤٩ ‎ب.ظ توسط پرستو بیات نظرات () |

Design By : Night Melody