وداع...

می روم خسته و افسرده و زار

سوی منزلگه ویرانه ی خویش

به خدا می برم از شهر شما

دل شوریده و دیوانه ی خویش

 

می برم تا که در آن نقطه دور

شستشویش دهم از رنگ گناه

شستشویش دهم از لکه ی عشق

زین همه خواهش بیجا و تباه

 

می برم تا ز تو دورش سازم

ز تو ای جلوه امید محال

می برم زنده به گورش سازم

تا از این پس نکند یاد وصال

 

ناله می لرزد  می رقصد اشک

آه بگذار که بگریزم من

از تو ای چشمه جوشان گناه

شاید آن به که بپرهیزم من

 

بخدا غنچه شادی بودم

دست عشق آمد و از شاخم چید

شعله آه شدم صد افسوس

که لبم باز بر آن لب نرسید

 

عاقبت بند سفر پایم بست

می روم خنده به لب خونین دل

می روم از دل من دست بدار

ای امید عبث بی حاصل

 

the_tear.jpg

 

/ 6 نظر / 5 بازدید
حامد

سلام مثل هميشه عاليه حرف نداره

محمد

دلت را خانه ما کن مصفا کردنش با من به ما درد دل افشا کن مداوا کردنش با من اگر درها به رويت بسته شد دل بد مکن بازآ در اين خانه دق الباب کن وا کردنش با من بيفشان قطره اشکی که من هستم خريدارش بياور قطره ای اخلاص دريا کردنش با من اگر گم کرده ای ايدل کليد استجابت را بيا يک لحظه با ما باش پيدا کردنش با من اگر غرق گنه گشتی مشو نوميد از رحمت تو توبه نامه را بنويس امضا کردنش با من چو خوردی روزی امروز ما شکر نعمت کن غم فردا را مخور فردا مهيا کردنش با من

نرگس شقايق قاصدک

درود عزيز مهربونم ..... خوشحالم هستی و از فروغ ميگی ......... هميشه دوستت دارم و هميشه برام بهترين دوستی ........ در پناه مهر باشی گلم

مرداب آبی

there are only two tragedies in life. one is not getting what you want . the other is getting it.(salam chetori doste ghadimi mibini hanooz zendam amma ba ghadima kheili fargh daram in 1 salo khordei ke naboodam kheili etefagha oftad khob bad haala ham injam injai ke mibini......bye )

pick

khaste nabashi khanom rastesh vaght nakardam hamasho bekhonam vali save gereftam hatman bekhonam felam by azizam

محمد

شعرایی که گذاشتی خیلی قشنگ بود