مرگ دیگر

مرگ در هر حالتی تلخ است

اما من

دوست تر  دارم که چون از ره درآید مرگ

در شبی آرام  چون شمعی شوم خاموش...

لیک مرگ دیگری هم هست

دردناک اما شگرف و سرکش و مغرور

مرگ مردان    مرگ در میدان

با تپیدن های طبل و شیون شیپور

با صفیر تیر و برق  تشنه ی شمشیر

غرقه در خون پیکری افتاده در زیر سم اسبان.

وه چه شیرین است

رنج بردن

پا فشردن

در ره یک آرزو مردانه مردن!

وندر امید بزرگ خویش

با سرود زندگی بر لب

جان سپردن.

آه اگر باید

زندگانی را به خون خویش رنگ آرزو بخشید

و به خون خویش نقش  صورت دلخواه زد بر پرده ی امید

من به جان و دل پذیرا می شوم این مرگ خونین را!

 

/ 3 نظر / 7 بازدید
نازنين.تنها

رویای رنگیم هر روز و هر شب هر لحظه و هر ثانیه برای رسیدن و برای رنگین کمان شدن شاید برای پیوند به آسمان آبی پاک همیشه دعا می کنم

ميلاد

salam kare ghashangie mishe beporsam shaeresh kie

مراب ابي

ديدي چه عمري گذشت تا باورمان شد انچه كه باد برد ما بوديم.....