خدایم..

خدایم، خدایم

آه ای خدایم

صدایت می زنم

بشنو صدایم

شکنجه گاه این دنیاست، جایم

به جرم زندگی این شد سزایم

آه ای خدایم

بشنو صدایم

مرا بگذار با این ماجرایم

نمی پرسم چرا این شد سزایم

آه ای خدایم

بشنو صدایم

گلویم مانده از فریاد و فریاد

ندارد کس غم مرگ صدا را

به بغض در نفس پیچیده، سوگند

به گل های به خون غلطیده، سوگند

به مادر، سوگ وار جاودانه

که داغ نوجوانان دیده ، سوگند

خدایا حادثه در انتظار است

به هر سو باد وحشی در گذار است

به فکر قتل عام لاله ها باش

که خواب گل به گل کابوس خواب است

خدایم ای پناه لحظه هایم

صدایت می زنم با گریه هایم

صدایت می زنم بشنو صدایم

الهی در شب فقرم بسوزان

ولی محتاج نا مردان مگردان

عطا کن دست بخشش همتم دا

خجل از روی محتاجان مگردان

الهی کیفرم را می پذیرم

که از تو ذات خود را پس بگیرم

کمک کن تا که با ناحق نسازم

برای عشق و ؟آزادی بمیرم

خدایا ای پناه لحظه هایم

صدایت می زنم با گریه هایم

صدایت می زنم بشنو صدایم

/ 3 نظر / 3 بازدید
نيلوفر

سلام وبلاگ زيبايی داريد موفق باشيد

؟؟؟؟

سلام وبلاگ جالبی داری

روحان

خداوند شبان من است محتاج به هیچ چیز نخواهم بود ...در مرتع های سبز مرا میخواباند ...نزد ابهای راحت مرا رهبری میکند....جان مرا بر میگرداند و به خاطر نام خود به راههای عدالت هدایتم مینماید...چون در سایه مرگ نیز راه روم از بدی نخواهم ترسید زیرا تو با من هستی ...تمتم ایام عمرم نیکویی و رحمت به دنبال من خواهد بود ... و در خانه خداوند ساکن خواهم بود تا ابد الاباد ...مزمور 23 از داوود نبی ..انجیل عیسی مسیح