راستی گمشده ات کیست؟ کجاست؟

سالها رفت و هنوز  
یک نفر نیست بپرسد از من
که تو از پنجره عشق چه ها می خواهی
صبح تا نیمه ی شب منتظری
همه جا می نگری
گاه با ماه سخن می گویی
گاه با رهگذران
خبر گمشده ای می جویی
راستی گمشده ات کیست؟کجاست؟
صدفی در دریا است؟
نوری از روزنه فرداهاست؟
یا خدایی است که از روز ازل پنهان است؟
بارها آمد و رفت
بارها انسان شد
وبشر هیچ ندانست که بود
خود اوهم به یقین آگه نیست
چون نمی داند کیست
چون ندانست کجاست چون ندارد خبر از خود که خداست

قیصر امین پور

 

/ 12 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی

واقعآ تو نی هستی؟ با اینکه فرسخ ها از ایران دورم با این کلمات دلم تو پس کوچه های تهران داره باز پرسه می زنه. ممنونم ازت بابت این شعر این هدیه زیبا که بی هیچ چشم داشتی به همه ارزانی کردی.

صلح محور

از نام دیار من چه پرســــــی آبی است به روی گل چکیده /////////////////////////////////سلام[گل]

نرگس بابایی

درود نازنینم مثل همیشه انتخاب زیبایی بود به امید دیدارت در پناه مهر

مریم

سوال منو نوشتی .خیلی جالب بود.

محمد

عرض ادب ، سلام .... و تمام نوشته های زیبا.... به تنها بک کلمه ...... سپاس . سپاس و سپاس امشبم زیبا شد با نوشته های شما ......

دورترین

هربار یه وبلاگ خوب پبدا می کنم و می بینم که نویسنده دیگه نمی نویسه خیلی دلم می گیره. چرا سه ماهه چیزی ننوشتی؟ بنویس دلم گرفت بنویس حتی اگر اسیر غربت ناخوانده ماندن باشی بنویس ... برای خودت نه برای من

صنم

بسیار بسیار زیبا بود

صنم

بسیار بسیار زیبا بود