تک درخت...

tree.jpg

 

تك درخت باغ

توي تنهايي يك

دشت بزرگ

كه مثل غربت شب بي انتهاست

يه

درخت تن سياه سر بلند

آخرين درخت سبز سر پاست

رو تنش

زخمه ولي زخم تبر

نه يه

قلب تير خورده نه يه اسم

شاخه هاش پر از پر پرنده هاست

كندوي پاك دخيل به او طلسم

چه پرنده ها كه تو جاده كوچ

مهمون سفره سبز اون شدن

چه مسافرا كه زير چتر اون

به تن

خستگيشون تبر زدن

تا يه روز اومدي بي خستگي

با يه خورجين قديمي

قشنگ

با تو نه

سبزه نه آينه بود نه آب

يه تبر بود با تو با اهرم سنگ

اون

درخت سر بلند پر غرور

كه سرش داره به خورشيد ميرسه منم منم

اون درخت تن سپرده به تبر

كه واسه پرنده ها دلواپسه منم منم

من صداي

سبز خاك سربي ام

صدايي كه خنجرش رو به

خداست

صدايي كه توي بهت شب

دشت

نعره اي نيست ولي

اوج يك صداست..

.

رقص دستت نرم اي تبر به دست

با هجوم تبر گشنه و سخت

آخرين تصوير تلخ

بودنه

توي ذهن

سبز آخرين درخت

حالا تو شمارش ثانيه هام

كوبه هاي بي امون تبره

تبري كه دشمن هميشه

اين درخت محكم و تناوره

من به فكر خستگي هاي پر پرنده هام

تو بزن تبر بزن

من به فكر

غربت مسافرام

آخرين ضربه رو محكمتر بزن..

آخرين ضربه رو محكمتر بزن

 

پرستو – هميشه مهاجر

 

 

 

/ 8 نظر / 5 بازدید
michael_corleone63

فقط ميتونم بگم زيبا بود

parastoo

خواهرم واقعا زيبا بود

تنها

سلام....ضربه آخر همیشه محکمه...مثل ضربه اول..مثل همیشه....زیبا بود....و آشنا....درد آشنا....ضربه آشنا...تبر آشنا.....دست آشنا......و.....ضربه آخر همیشه محکمه.....مثل همیشه......

رضا

سلام.بابا ای ............. چرا زودتر وبلاگتو به من معرفی نکردی شيطون.(چشمک).حالا تا ديروز سايه داشتی .از امرور هم يک جور ديگه ازت استفاده ميشه.....مهم اينه که بدرد بخوری.

bahram

آخرين ضربه رو با تبر نزدی . با....... بهم زدی . درد گرفت ، ولی اين درد رو خيلی دوست دارم.

علی

ميروم...اما نمیدانم کجا حتی جرئت نمیکنم که از خود بپرسم ره به كجا دارم...؟هدفم چيست...؟مقصد کجاست؟بوسه مي بخشم به پنجره اتافم و در دیوار خانه را برای آخرین بارنظاره میکنم کوله باری برحسب یاد بود به همراه میبرم یاد آور خاطراتم باشند هرچند تمام خاطراتم تلخ بود....//////////موفق باشی!